9 شهریور 1386

درد در عضلات مغز

سلام.
چند وقتيه كه عضلات مغزم بد جوري گرفته.نه ميتونم فكري بكنم و راه حلي براش پيدا كنم و نه حركت فيزيكي اي.توي اين دو سه روزه كلي مطالعه داشتم.بابت اين موضوع خيلي خوشحالم.البته دو روز هم مهمون داشتيم.چقدر شام ديشب خوش گذشت.توي محوطه باز....قليون هم واسه خوش داستان شد.يكي نبود بگه آخه جوجه تو كه بلد نيستي براي چي قليون ميكشي.چشمام داشت ميومد توي حلقم.خدا پدر اين همسايه مون رو بيامرزه كه زود به دادمون رسيد.خلاصه كه خاطره جالبي براي من موند.امروز هم كه چند تا عكس گرفتيم و كلي مطالع داشتم.الان هم منتظر هستم ببينم استقلال چي كار ميكنه.ساعت 19:15 بازي شروع ميشه.
انتظار خيلي بده و دل بستن بدتر.داشتم عادت ميكردم بهش.فكر كنم سريعا بايد ازش كنده بشم.وگرنه خودم رو اذيت ميكنم.اميدوارم كه مثل هميشه داستان ختم به خير بشه.زودتر از اين منجلاب زندگي بيرون بيام و مختلات فكري در اين زمينه نداشته باشم.ميخوام از فردا روش كار كنم.( \0 _ 0/ )

9 شهریور 1386 6:55 بֽظֽ | TrackBack