May 12, 2007

همسر یابی به روش مامان بزرگ

سلام.
خدا این بزرگتر ها رو ازمون نگیره و سایه شون رو روی سر ما حفظ منه.مامان بزرگ محترم که عاشقشم دیروز ظهر یک حرف جالب و عجیبی زد که خودم کف کردم.آخه قربونش برم برام زن پیدا کرده.(البته دختر) فقط یک مشکلی هست.اوّل اینکه فعلا من قصد ازدواج ندارم مگر یک مورد خیلی خیلی ایده آل و رویایی.دوّم: اون دختر حداقل 10 سال با من اختلاف سنی داره و سوّم:تقریبا هم هیکلیم
قد من 185 سانتیمتره و وزنم 94 کیلوگرم.
خدا به خیر بگذرونه
دوّم خرداد سالروز تولدمه.تقریبا 10 روز دیگه (یک کمی بالا و پائین).از هیچ کس کادو نمیخوام.هیچ هیچ هیچ کادو منو راضی نمیکنه.اصلا دوست ندارم که کسانی که خودشون رو دوست میدونند ولی سال به سال باهات نه تماس دارند و نه جواب تماست رو میدند بیان و بهت تبریک بگن.اصلا دوست ندارم که دخترهای شرکت بیان بالا و بهم تولدم رو تبریک بگند.اصلا دوست ندارم که توی خونه کسی بهم تبریک بگه ( اینقدر گرفتاری هست که دوست ندارم مزاحم کسی بشم ).
ولی یک چیزی رو دوست دارم و اونم اینه که خیلی دوست دارم روی میزم در روز تولدم دو تا گل سرخ خوشگل و مامان باشه.از گل رز خیلی خوشم میاد.عشق میکنم باهاش.(میبیند چقدر رویایی و رمانتیک هستم)
انشاالله که همه آدمهای روی کره زمین سلامت و خوشحال و خوشبخت باشند.آرزو زیاد دارم و اگر بخوام اینجا بنویسم میشه به اندازه یک دفترچه 100 برگ.ولی یکی دو تاش رو میتونم بنویسم و اونم اینه که اول از خدا میخوام سلامتی کامل رو به مامانم بده و دوم اینکه
ای خدا جونم : چی میشد تو روز تولدم خودش میامد و تولدم رو بهم تبریک میگفت و از اینکه هیچ کدوم از اون چیزایی که من در موردش فکر میکردم درست نبوده و خلاصه از این جور حرفا....( رویا میدونید چیه؟ نه منم نمیدونم ولی اینو میدونم که میگند شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف کند گه (اینجا رو یادم رفته) )
امیدوارم که این اتفاق به هر صورت که میخواد بیافته بیافته ولی خدا وکیلی بیافته

May 12, 2007 7:36 AM | TrackBack