سلام.
امشب (يعني جمعه شب ، چون الان بامداد شنبه است) داشتم وبلاگ دو تا از همكاراي قديمي خودم رو ميخوندم كه كلي حرفهاي رمانتيك و به قولي دفتر خاطراتي نوشته بودند كه بهشون حسوديم شد.آخه من انشام خيلي بد بود.هميشه مامان جور منو تو انشاء نوشتن ميكشيد و امتحانات رو هم با سلام و صلوات رد ميكردم.انشاء چيه....ولي تا دلتون بخواد رياضيم خوب بود...بگذريم الان خيلي دوست دارم از اون نوشته هاي رمانتيك تو وبلاگم بنويسم ولي هر چي زور ميزنم نميشه.بهتره توي اين سال جديد ديگه به نميتونم ها فكر نكنم.آخه قول دادم كه موج مثبت بدم.به خودم و به كارهايي كه ميخوام بكنم.از وقتي كه مامان عمل كرده نگاه من به زندگي عوض شده.اين اتفاق بد جوري منو تكون داده.اصلا باورش برام سخته كه تا اين حد من تغيير كنم.نميدونم چي بايد بگم.فقط اينو ميدونم كه الان كه پشت ميزم نشستم و دارم مطلب مينويسم فكر حداقل در چند تا چيز مهم درگيره و نميخواد منو ول كنه.خيلي دوست داشتم بدونم كه ديگران هم همينطور هستند يا فقط در مواقعي خاص به موضوعي فكر ميكنند.احساس ميكنم توكلم به خدا از بين رفته كه اينقدر ذهنم خط خطي شده.نه نه اصلا اينطور نيست.خدا خودش ميدونه كه صبح از خواب كه پاميشم چي چي ها بهش ميگم.نه.......اصلا اين انصاف نيست كه فقط يك ذهن مخدوش بشه.چرا بايد تنهايي اين همه فكر رو به دوش بكشم.يك سري فكر ها تو خانواده ثابته ولي تو بايد علاوه بر اونا براي كل خانواده و اطرافيانتون رو هم حمل كني.
اين تنهايي نيمه شب رو خيلي دوست دارم و اصلا نيمخوام تا صبح بخوابم.دوست دارم بشينم فكر كنم.به گذشته ها ، حال و آينده
كاشكي ميتونستم درسم رو ادامه بدم تا لااقل به يكي از آرزوهاي بزرگم ميرسيدم
كاش من بجاي مامان مريض ميشدم و من قرار بود مورد آزمايش و ... قرار ميگرفتم
اي فرشته مهرباني : بيش از حد بهت احتياج دارم منو تنها نگذار
كاشكي ديگران راجبت نظر نميدادند،نظر و فكر اطرافيان در مورد خودم منو بدجوري آشفته ميكنه.آخه اكثرش روي ظاهره و كسي چه ميدونه واقعا تو چي هستي و چه نظر و عقيده و نيتي داري
عادت كردن يك حس عجيبه.اصلا دوست ندارم به چيز يا كسي كه عادت كنم ازش كنده بشم.
كاشكي ديگران همونجوري كه هستم قبولم ميكردند نه اونجوري كه اونا دوست دارند باشم.
واي خداي من.الهي كه قربونت برم كه دل به اين گندگي بهم دادي تا همه چي رو توش بتونم نگه دارم.
اينقدر دوست دارم بنويسم كه نگو.ولي ميترسم اگه بيشتر بنويسم شايد خودم رو لو بدم....پس بهتره قبل از اينكه سوتي بدم ديگه ننويسم...
به قول معروف:take care