April 9, 2007

یک روز کسل بار

سلام.
امروز رو اصلا دوست ندارم.آخه دیشب راحت نخوابیدم.نمیدونم چرا.بعضی وقتها حس میکنم وقتی یک مطلبی اینجا مینویسم فردای اون روز باید حساب پس بدم.
این داستان حقوق ما هم داره به قصه هزار و یک شب تبدیل میشه ! بابا جون اگه نمیخواهین پول بدین بگین تا لااقل دنبال کار با حقوق بالاتر بگردیم.تکلیف آدم رو روشن نمیکنن که !
امیدوارم که حقوق همه اصلاح بشه تا دیگه نگرانی از این بابت نباشه....(منظورم به گل بلبلی خودمه ها )
راجب به حس مسئولیت پذیری کلی احساس خوب دارم.بعدا راجب بش میخوام تو وبلاگم بنویسم.
یک چیز دیگه دوست دارم بنویسم و اونم اینه که با این سبک نوشتن حال میکنم.چه رسمی و چه در پیتی.....آخه راحت تر میخونمش.گلی جونم میگه خیلی مزخرف مینویسی ولی بهش میگم : داداش همینی که هست ( بود ایکی وار)

April 9, 2007 7:06 AM | TrackBack

Comments

Post a comment









Remember personal info?