September 17, 2004

ایمانم داشت میرفت زیر سوال

سلام.
امروز زود از سر کار اومدم خونه آخه شب قراره برم اصفهان.برای همین میخواستم برم خونه پیمان یک سری بهش بزنم ولی اجازه صادر نشد.خیلی حیف شد.عیب نداره یک دفعه دیگه میرم پیشش.
دو روزیه که به من در دفتر کارم یک کامپیوتر دادن ، نمیدونید چه حالی دارم میکنم.از بی کامپیوتری داشتم میمردم.از دیروز تا الان هاردش رو که 80 ست رو تقریبا نصفه کردم.اونم از آهنگ و شو و .......یک رایتر و یک پرینتر هم بهم تحویل دادن که دیگه غمی نداشته باشم.

تا وقتی که من برگردم همه مواظب خودشون باشن.فعلا بای بای .
راستی بعدا در مورد ماجرای ایمانم میگم

September 17, 2004 9:55 PM

Comments

سلام عزيزم كجايي دلم برات تنگ شده

Posted by: صدف at September 18, 2004 8:28 PM

سلام عزيزم كجايي دلم برات تنگ شده

Posted by: صدف at September 18, 2004 8:28 PM

دوتاش منم ....فكر نكني دو تا صدف داري!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خوشحال شي .......

Posted by: صدف at September 18, 2004 8:31 PM

khosh begzare
rasti vaght kardi ye sari be blogemoon bezan
akhe tavalode

Posted by: arta at September 20, 2004 7:41 AM

سلام.می دونم اهل موسيقی هستی اساس. اگه دوست داشتی از مدرن تاکينگ بخونی به وبلاگ من دوباره يه سری بزن.

Posted by: محمد at September 24, 2004 11:04 PM

salam weblogeton kheili aalie mamnoon misham komakam konid chon man taze karam dar morede imanetoon ham bi sabrane montazeram bebinam chi shode! dar zemn mikhastam age momkene nazaretoono darmorede webloge man begin me30

Posted by: shamim at September 25, 2004 2:37 PM

Post a comment









Remember personal info?