June 16, 2004

گوشی موبایل و هزار یک نکبت

phone.jpg
دلم موبایل میخواست تا بتونم راحت با یکی صحبت کنم.اونم کجا؟درست وسط خاک و خول ...
سلام.
وقتی که از اول تو سر یکی بزنن اون موقع اون یکی تا آخرش تو سری خور و بی عرضه باقی میمونه و کارش با این چیزا درست نمیشه.وای چه بدبختی یک همچین آدمی....(اصطلاحا بهش میگن پپه..)
امروز رفتم دفتر تهران.برای تهیه صورت وضعیت باید کل ستونها رو ریز متره اش رو درمیاوردم.کولم دراومد ولی هنوز تموم نشده.نصف بیشترش رو انداختم رو دوش خانم مهندس و خیالم رو راحت کردم.

June 16, 2004 11:12 PM

Comments

akheyyyy
bichare khanoom mohandes

Posted by: arta at June 17, 2004 8:53 AM

سلام..آرش جون آرش انقدر دلم برات تنگ شده ...که حساب نداره
راستي اين كه نوشتي يعني چی .................
اهان یعنی بازم ناراحتی...کی اذیتت کرده من بجاش معذرت میخوام
............ب ب خ ش ی ی د.....................
توچشات......... قیامته
بوسه هات....... قیامته
غصه هاتو بده من...
خنده هات..... قیامته

Posted by: صدف at June 20, 2004 7:54 PM

Post a comment









Remember personal info?