
تا حالا شده دلتون برای کسی تنگ بشه؟یا شاید هم برای چیزی؟خوش بحال اونایی که احساس دلتنگیشون رو برای کسی بیان میکنن و خودشون را کمی تا قسمتی خالی میکنن.امّا اگه کسی رو نداشته باشی باهاش درد دل کنی اون موقع تکلیف چیه؟معلومه دیگه!باید بریزی تو دلت و منتظر باشی تا رودل کنی...
دیشب فهمیدم که خواهر یکی از دوستان خوبم مریض و در بیمارستان بستری شده.خیلی ناراحت شدم.برادر و خواهراش خیلی براش نگران بودند چه برسه به پدر و مادرش.از خدا میخوام هر چه زودتر حالش خوب بشه و بیاد خونه.
راست میگی.توی این زمونه به هیچ کسی اطمینانی نیست.تا از تو بهشون چیزی برسه رفیقتند و تا نیازشون داشته باشی غیبشون میزنه
Posted by: علی at January 14, 2004 11:48 PMمطلبت به حق بود.هر کی ندونه من میدونم که تو چی میکشی.خوبیت دوران با هم بودن هم همینه دیگه.فضولی.راستی از من به تو نصیحت:فکر کن تنها هستی و هیچ کسی رو هم نداری.حالا برو برای خودت برنامه ریزی کن.
در ضمن امیدوارم حال خواهر دوستت هر چه زودتر خوب بشه
پپرو جان اینقدر بهش فکر نکن پیر میشی ها.درسته من میدونم که چی به چیه ولی فردا پس فردا کارت درست میشه....خدا همه مریضان رو شفا بده
Posted by: خشایار at January 15, 2004 12:11 AMعزیز جون فک نکون شما تنها انجوری هستی
Posted by: رضا at March 13, 2004 10:41 AMعزیز جون فک نکون شما تنها انجوری هستی بعضیا هستن که از غصه وبیکسی روزی 10بار آرزوی مرگ روازخدادارن دیگه چیکار میشه کرد
Posted by: رضا at March 13, 2004 10:47 AM