سلام.
این روزا یکی پس از دیگری با یک حالت غم گرفته و فکر اندود برای من میگذره.هر چی پول پس انداز کرده بودم خرج شد.نمیدونم اینا پس کی میخوان حقوق بدن.راستی ، خدا رو شکر که کار سربازیم تموم شد.همه 21 ماه خدمتی که کرده بودم رو آوردم جزء سوابق بیمه ام.تا امروز 3/5 سال سابقه بیمه برام جور شد.یک روز میشینی و وقتی داری حساب کتاب میکنی میبینی سوابق بیمه ات شده 3/25 سال و تو دیگه پیرمرد شدی.چقدر زود میگذره.
توی اینجا که هستم احساس میکنم که خیلی خوب دارم کار یاد میگیرم.یک برنامه اقتصادی و یک برنامه پیشرفت کاری باید برای خودم تنظیم کنم که سال دیگه وقتهای بیکاریم پرت نشه و بتونم به قولی پله های ترقی رو یکی یکی بالا برم و یک پیشرفت اساسی داشته باشم.دیشب داشتم برای خودم یک حساب و کتاب سر انگشتی میکردم و دیدم که تا آخر اسفند یک چیزی در حدود 3.600.000 تومان طلبکار میشم.وای چی میشد اگه یک هو اینا رو میدادن.میشد زد به یک زخمی که توسط خنجر ایجاد شده.
باید یک کاری کنم مثل مهندس که دیگه اصلا به فکر حقوق گرفتن و این جور مسایل نباشم.این جور زندگی کردن احتیاج به یک برنامه ریزی منظم و دقیق و صرفه جویی مستمر داره.
بالاخره بعد از مدتها سرمربی تیم ملی فوتبال انتخاب شد : خاویر کلمنته ( باهاش حال نمیکنم )