سلام.
ماه رمضان بر همه روزه داران و مسلمانان جهان مبارک.انشاالله که نماز و روزه ها تون و همه طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق واقع بشه.
توی وبلاگ یکی از دوستانم خوندم که برنامه هایی رو که توی این ماه میخواد داشته باشه رو روی کاغذ نوشته و داره برای به سرانجام رسیدنشون روشون فکر و برنامه ریزی میکنه.خیلی خوشم اومد.پس من هم اینکار رو میکنم.
سلام.
دیروز رفتم استادیوم بازی رو ببینم.فکر میکردم که بازم میبریم ولی دیدم نه این حرفها نیست.لامصب ورزشگاه پر شده بود.برگشتن سرویس شدیم تا از درب استادیوم اومدیم بیرون.خلاصه حیف شد که نبردیم.ولی اگر میبردیم بازی بعدی جای سوزن انداختن هم نبود.

سالگرد یازدهم سپتامبر رو به همه مخصوصا خانواده هایی که عزیزانشون رو توی اون حادثه مرگبار از دست دادند تسلیت میگم
سلام
ورونیکا یک لحظه تمام وجودش از نفرت پر شده بود.حتی از کسی که یک عمر عاشقش بود و با تمام وجودش برای ورونیکا سعی و تلاش کرده بود.بله اون کسی نبود جز مادرش.دیگه نفرتی وجود نداشت که ورونیکا رو در بر نگرفته باشه.یک لحظه سرش رو پائین انداخت و نفس راحتی کشید و پیش خودش فکر کرد که چطور میتونسته نسبت به مادرش یک همچین حسی داشته باشه و بعد بلافاصله خودش رو از افکار رها کرد و ...
پائولو کوئیلو
سلام.
صبح که از خواب پا شدم تصمیم گرفتم هر چه زودتر به سمت شرکت راه بیافتم و نون رو سریع بخرم و برم دنبال کارهای بانکیم.قربونش برم شرکت ما که حدود دو و نیم ماهه حقوق نداده و تازه اون سه ماهه اول رو هم بصورت علی الحساب پرداخت کرده و کلی هم به پرسنلش بدهکاره.بخاطر همین موضوع مجبور شدم یک کمی از داداشم کمک بگیرم تا حداقل قسط های بانک رو بدم تا خدای ناکرده پای ضامنین وسط نیافته.خلاصه اینکه صبح اول وقت رفتم بانک و یکی از اقساط عقب افتاده رو دادم و بعدش فیش موبایلم رو پرداخت کردم.خدا رو شکر ایندفعه کم اومده بود.-23500 تومن-
این روزا یک کمی سرم خلوت تره.رئیس رفته مرخصی و شاید تا 25 شهریور هم نیاد.منم واسه خودم کتابات علمی مربوط به کارم رو میخونم ، اینترنت گردی میکنم و خلاصه کارهای عقب افتاده رو انجام میدم.اینقدر خم و یازه کشیدم که فکم داره از جا در میاد.چشم هام پره اشک شده و حسابی کلافه هستم.حوصله ام هم سر رفته.بیکاری هم بد دردیه ها!