September 29, 2007

ماه رمضان

سلام.
ماه رمضان بر همه روزه داران و مسلمانان جهان مبارک.انشاالله که نماز و روزه ها تون و همه طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق واقع بشه.
توی وبلاگ یکی از دوستانم خوندم که برنامه هایی رو که توی این ماه میخواد داشته باشه رو روی کاغذ نوشته و داره برای به سرانجام رسیدنشون روشون فکر و برنامه ریزی میکنه.خیلی خوشم اومد.پس من هم اینکار رو میکنم.


September 17, 2007

تساوی راه آهن با پرسپولیس

سلام.
دیروز رفتم استادیوم بازی رو ببینم.فکر میکردم که بازم میبریم ولی دیدم نه این حرفها نیست.لامصب ورزشگاه پر شده بود.برگشتن سرویس شدیم تا از درب استادیوم اومدیم بیرون.خلاصه حیف شد که نبردیم.ولی اگر میبردیم بازی بعدی جای سوزن انداختن هم نبود.


September 10, 2007

به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر

1.jpg
سالگرد یازدهم سپتامبر رو به همه مخصوصا خانواده هایی که عزیزانشون رو توی اون حادثه مرگبار از دست دادند تسلیت میگم


September 8, 2007

ورونیکا

سلام
5556449-md.jpg
ورونیکا یک لحظه تمام وجودش از نفرت پر شده بود.حتی از کسی که یک عمر عاشقش بود و با تمام وجودش برای ورونیکا سعی و تلاش کرده بود.بله اون کسی نبود جز مادرش.دیگه نفرتی وجود نداشت که ورونیکا رو در بر نگرفته باشه.یک لحظه سرش رو پائین انداخت و نفس راحتی کشید و پیش خودش فکر کرد که چطور میتونسته نسبت به مادرش یک همچین حسی داشته باشه و بعد بلافاصله خودش رو از افکار رها کرد و ...
پائولو کوئیلو


September 2, 2007

بیکاری

سلام.
صبح که از خواب پا شدم تصمیم گرفتم هر چه زودتر به سمت شرکت راه بیافتم و نون رو سریع بخرم و برم دنبال کارهای بانکیم.قربونش برم شرکت ما که حدود دو و نیم ماهه حقوق نداده و تازه اون سه ماهه اول رو هم بصورت علی الحساب پرداخت کرده و کلی هم به پرسنلش بدهکاره.بخاطر همین موضوع مجبور شدم یک کمی از داداشم کمک بگیرم تا حداقل قسط های بانک رو بدم تا خدای ناکرده پای ضامنین وسط نیافته.خلاصه اینکه صبح اول وقت رفتم بانک و یکی از اقساط عقب افتاده رو دادم و بعدش فیش موبایلم رو پرداخت کردم.خدا رو شکر ایندفعه کم اومده بود.-23500 تومن-
این روزا یک کمی سرم خلوت تره.رئیس رفته مرخصی و شاید تا 25 شهریور هم نیاد.منم واسه خودم کتابات علمی مربوط به کارم رو میخونم ، اینترنت گردی میکنم و خلاصه کارهای عقب افتاده رو انجام میدم.اینقدر خم و یازه کشیدم که فکم داره از جا در میاد.چشم هام پره اشک شده و حسابی کلافه هستم.حوصله ام هم سر رفته.بیکاری هم بد دردیه ها!