سلام.
داشتم اینترنت بازی میکردم که یه هو چشمم خورد به این عکسه.تا حالا ندیده بودم....چقدر قشنگه(البته جدا از اون بحث نامردیش)چقدر علی دائی و همسرش به هم میان.مگه نه.؟این گامبا هم عجب عکسایی میگذاره ها.خوب شد براش یک وبلاگ درست کردم وگرنه چیکار میخواست بکنه..عکساش خیلی جدید و باحاله.حتما ببینید........گامبا
مثل اینکه حاج آقا بدجوری بهتش زده ! تعجب رو میشه به وضوح در صورتش دید........
امشب بدجوری هوس عکس بازی کرده بودم.
سلام.
چقدر خوبه آدم خوشتیپ باشه.بعضی ها ذاتا خوشتیپند.ولی بعضی های دیگه ....من اصولا آدمی هستم که خیلی دوست دارم خوشتیپ باشم و وقتی که دیگران منو میبینند حداقلش اینکه از ظاهرم بدشون نیاد و بتونن منو تحمل کنند.
این عکسه رو هم که میبینید به چشمم افتاد.احساسم میگه این دو نفر یک زوج خوشتیپند.حالا بماند که پسره دست دختر رو گرفته و کجا میخواد ببره.در مورد اون بعدا گپ میزنیم...........
سلام.
از همه دوستان و آشنایان بخاطر لطفی که به من داشتند و تولدم رو تبریک گفتند بسیار ممنونم.امیدوارم همشون سبز و سلامت باشند.
در آستانه جام جهانی 2006 آلمان هستیم و تیمها مراحل نهایی آماده سازی شون رو دارند طی میکنند.این هم از تمرینات آقای رونالدینهو.واقعا اگه بچه های تیم ملی ایران هم با این شرایط تمرین میکردند احتمالا قهرمان جام جهانی میشدیم.این عکس در تاریخ May 26, 2006 گرفته شده.
سلام.
به مناسبت سالروز تولدم (که فردا می باشد) داستان آرش کمانگیر رو که از دلیران نامدار کشور عزیزمون ایران بوده و هست را برای همه تون میگذارم توی وبلاگ.(البته تا حد امکان بصورت خلاصه) تا بدونیم این پهلوان چه خدمتی به ایران عزیز کرده.
به این بهانه روز به روز از اسمی که روی من گذاشتند بیشتر لذت میبرم.
آرش کمان گیر
میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود . در نبردی که میان افراسیاب تورانی و منوچهر شاهنشاه ایران در گرفت ، سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاد . عاقبت دو طرف به آشتی رضا دادند و برای آن که مرز دو کشور روشن شود و ستیز از میان بر خیزد پذیرفتند تا از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند ؛ هر جا تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فرا تر نروند . تا در این گفت و گو بودند فرشته ی زمین اسفندارمذ ، پدیدار شد و فرمان داد تا تیر و کمان آورند و آرش را حاضر کنند . آرش در میان ایرانیان بزرگترین کمان دار بود و به نیروی بی مانندش تیر را از همه دورتر پرتاب می کرد . فرشته ی زمین به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند . آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد . پس برهنه شد و بدن خود را به شاهنشاه و سپاهیان نمود و گفت : ببینید که من تندرستم و نقصی در تن ندارم ، اما می دانم که چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از تنم بیرون خواهد رفت و جانم فدای ایران خواهد شد . آن گاه تیروکمان را برداشت و بر قله کوه دماوند بر آمد و به نیروی خداداد تیر را از شست رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد . هرمزد ، خدای بزرگ ، به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد . تیر از بامداد تا نیم روز در آسمان می رفت و از کوه و دره و دشت می گذشت . نیم روز در کنار رود جیحون بر ریشه درخت گردوی که بزرگتر از آن در عالم نبود نشست . آنجا را مرز ایران و توران قرار دادن و هر سال به یاد آن روز جشن گرفتند . گویند جشن تیرگان که در میان ایرانیان باستان معمول بود از اینجا پدید آمد .
سلام.
خدا رو شکر یکی از تیمهایی که بهش عشق می ورزم امسال یک کاپ گرفت.البته فکر کنم امسال استحقاقش رو داشت که قهرمان اروپا بشه.بارسلونا یک تیم هجومی و قدرتمندیه که کلی طرفدار داره.مخصوصا با وجود بازیکنی چون رونالدینهو و اتوئو.
سلام.
چند روز پیش رضا حسن زاده بازیکن تیم تراکتور سازی تبریز به علت تصادف با اتومبیل دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.واقعا دردناک و حزن انگیز بود.تا اونجایی که من این بازیکن رو میشناسم یادم میاد هر موقع جلوی پرسپولیس بازی داشتند نفس پرسپولیسی ها رو می گرفت.خیلی حیف شد.....خدا رحمتش کنه و به خانواده اش صبر بده.حالا تکلیف دختر 5/3 ساله اش چیه.کی باید بداد خانواده اش برسد.(خوب معلومه دیگه !:خدا........)
خدایا خودت مواظبشون باش.
من از طرف خودم این مصیبت رو به خانواده آقای رضا حسن زاده(مخصوصا همسر و فرزندش)تسلیّت میگم.
سلام.
دیروز از ساعت 9 صبح تا 2 بعد از ظهر داشتم ماشین میشستم.اول ماشین خودم و بعد ماشین بابا.غافل از اینکه امروز حدودای ساعت 11 صبح بارون عشق باریدن گرفت و دل منو سیاه و غمگین کرد.ای داد بیداد . حیف این همه عرقی که من ریختم.کاشکی نمیشستم....
نمیدونم این همه کسری بودجه رو از کجا جورش کنم.این همه بدبختی بس نبود حالا یکی دوتا دیگه هم بهش اضافه شد.خدایا پناه میبرم به تو
این عکس مربوط به 28 روز پیش خانم جنیفر لوپز و آقای شوهر مارک آنتونی می باشد.
پيکر مرحوم حسين کسبيان بازيگر قديمی تئاتر، تلويزيون و سينما صبح امروز بر فراز دستان هنرمندان و مردم هنردوست و علاقمند از مقابل خانه هنرمندان ايران به سمت بهشت زهرا تشييع شد.
به گزارش خبرگزاری "مهر"، بهمن فرمان آرا، عزت الله انتظامی، محمود دولت آبادی، جمشيد لايق، مرتضی احمدی، ولی الله شيراندامی، جعفر والی، اصغر بيچاره، بهمن و هنگامه مفيد، رضا بابک، حسن فتحی، ايرج راد، مريم معترف و ... هنرمندانی بودند که برای وداع با حسين کسبيان به خانه هنرمندان ايران آمده بودند.
فرمان آرا در اين مراسم در سخنانی درباره جايگاه هنری مرحوم کسبيان گفت: "حسين دوست خوبی برای من بود و من هميشه به او بزرگمرد کوچک می گفتم. به دليل آنکه او عزت نفسش را حفظ کرد و زمانی که اين کار مشکل بود به همه چيز تن نداد. او فقط کارهايی که دوست داشت انجام می داد. افتخار می کنم که کسبيان در فيلم های من بازی کرد و چون او برای فيلم های من خوش يمن بود آن فيلم ها با موفقيت رو به رو می شدند."
همچنين در اين مراسم ايرج راد، مدير عامل خانه تئاتر، نيز گفت: "حسين کسبيان از ميان ما رفت و غم بزرگی بر دل همه تئاتری ها گذاشت، چيزی که از اين هنرمند هميشه در ياد من خواهد ماند عظمت، بزرگواری و صاحب سبک بودنش در کار هنر، تواضع و افتادگی، انساندوستی، وقار و متانتی بود که هميشه در او وجود داشت."
راد با بيان اين مطلب که هنرمندانی که پشتوانه فکری و فرهنگی دارند روی مردم تأثير می گذارند خاطرنشان کرد: "کسبيان هرگز به دنبال شهرت، مقام، منزلت و به رخ کشيدن خود نبود و در سکوت و دور از هياهو و جنجال کار می کرد و تمام وقتش را جز بازيگری با تحقيق و مطالعه می گذراند. از اين هنرمند نوشته های بسياری بر جای مانده که هيچکدام آنها چاپ نشده و ما اميدواريم بتوانيم آنها را چاپ و منتشر کنيم."
مدير عامل خانه تئاتر افزود: "ما هيچوقت نفهميديم اين هنرمند تنگدست و فقير است، زيرا او هميشه سرش را بالا نگاه می داشت و تقاضای هيچ کمکی نمی کرد و هرگز به خاطر پول تن به کاری نمی داد."
راد همچنين از معاون هنری وزير ارشاد و رئيس اداره کل هنرهای نمايشی و هنرمندانی که در اين مراسم حضور داشتند تشکر کرد. پيکر مرحوم حسين کسبيان آرام آرام بر دستان دوستان قديمی اش به سوی آرامگاه ابدی خود در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشييع شد.
سلام.
دیروز غروب بازم پرسپولیس توی درد سر افتاد ولی خدا رو شکر در آخر کار سربلند از بازی بیرون آمد و تیم نوژن را در پایان 90 دقیقه (2-2) و در پایان ضربات پنالتی 9 بر 8 شکست داد تا راهی فینال جام حذفی گردد.از اونطرف سپاهان در تهران دست به کار بزرگی زد و صبا را در زمینش 3 بر 1 شکست داد تا رقیب پرسپولیس گردد.دیدار فینال به صورت رفت و برگشت انجام میگیرد.
اگه این معدنچی نبود پرسپولیس چه میکرد.آمار 3 بازی و هفت گل کولاکه ها.
سلام.
آی که چشمتون روز بد نبینه.بعد از یک مهمونی که روز جمعه شب داشتیم و از دو روز قبل هم در تلاش و کوشش برای جلوگیری از هرگونه سوتی و آبروریزی در مهمونی بودیم اونوقت شما فکر کنید شنبه صبح با حالت (گلاب به روتون) تهوع از خواب بیدار شوید و سر درد وحشتناک و سرگیجه تندی داشته باشید و از لرز به خود بپیچید.در این موقع است که از ته دل میگویید آی خدا کمک.....................................................................................(سانسور)
اگه حضور به موقع و تلاش برادرم نبود الان هنوز در خدمت رختخواب بودم و بس.
مریضی خیلی بده . امیدوارم خداوند همه بیماران رو شفاء بده.
امروز یک عکس از خانوم های Fashion ایرانی گذاشتم که از سایت آقای نادر داوودی برداشتم.خودم تا حالا ندیده بودم که دختران ایرانی فشن چه شکلی اند.اما الان دارم میبینم.
