سلام.
آقا : این زندگی چه اهمیتی داره.انگار همین دیروز بود که با آقا سعید صحبت از کار شد و اون منو به یک شرکت ساختمانی معرفی کرد و منو از بیکاری نجات داد.اصلا باورم نمیشه که در عرض 15 ماه سه شنبه باید برم سر مزارش.شب 40 اون مرحومه.ای خدا :! اون بنده خدا واقعا مرد خوبی بود.نه بخاطر اینکه برای من کار ردیف کرد.اگه بد بود الان پشت سرش بد میگفتند ولی الان همه دلشون براش سوخته و اظهار ندامت و پشیمونی میکنند.این دنیا اصلا ارزش ریا و حقه بازی نداره.آدم به یک مویی وصله . چه بهتر که برای آخرتش توشه جمع کنه.خدایش بیامرزد.
همزیستی مسالمت آمیز به این میگن.حالا اون خانومه با بچش رو بیخیال!این جوجه گربه رو بگو چقدر پرو اومده اینجوری لم داده و رفته تو رویا
سلام.
روز زن رو به همه زنان ایرانی تبریک میگم.
به مامان خوبم هم که خیلی دوسش دارم تبریک میگم.
بالاخره بعد از چند تا آزمایش از این بدن خسته و عکس از جمجمه فهمیدم که مخم هنوز تاب بر نداشته،همچنین دریافتم که احتمالا اون پنجره هه تاب برداشته.
اینم خانوم جنیفر لوپز و شوهرش مارک آنتونی
سلام.
وای که چقدر دلم برای آب تنی تنگ شده.فکر کنم آخرین باری که استخر رفتم مربوط بود به 2 سال قبل و استخر بانک ملت....تو پاسداران.کلی حال داد.اول بدنسازی و بعدش آب تنی.
-چقدر ناراحت کننده است که آدم مرگ مردم بیگناه رو ببینه.این لندن هم داره یک جورائی بیش از حد نا امن میشه.خدا بهشون و بعدش به ما رحم کنه.
آقا سر درد و سر گیجه ای گرفتیم که حس و حال رو از ما گرفته.نمیدونم باهاش چه کنم.
چقدر دوست دارم یک اتفاق خوب برام بیافته.الته همه اینو دوست دارند ولی برای من حکم یک زندگی دوباره است.
چقدر من این گروه 'Destiny's Child' رو دوست دارم.
سلام.
اینقدر خسته هستم که اگه الان بخوابم پس فردا همین موقع با چک و لقد باید بیدارم کنی!یک هفته مرخصی رو تو رویاهام میبینم.
سلام.
اینم از دنیای وارونه من.هر چی میخواد بشه نمیشه و هرچی نمیخواد بشه یکدفعه میشه.
امروز مرخضی گرفتم.احتمالا عصری با داداشم برم پلاسکو تا یک کمی خرید کنم.اگه خدا بخواد یک کفش و شاید هم یک شلوار بخرم.یک کتانی sport و شاید هم کفش راحتی.!



سلام.
سلام به خدا.سلام به خودم.سلام به تو به اون و این و سلام به همه.
امروز یکی یا شاید هم دو نفر به من ضد حال زدند.امیدوارم که کسی ضد حال نخوره چون بدجوری حال گیریه!ولی چقدر دوست دارم درست بشه.کلی برنامه دارم که اگه میشد که بشه خودم همشونو رو براه میکردم.نمیدونم شاید قسمت نباشه که الان جور بشه.من سر قولی که دادم هنوز هستم.زیر قولم هم نزدم.
دلم میخواد تنها باشم و تنها فکر کنم.پس فعلا بای بای
سلام.
یک آرزوی دارم و در مقابلش اینهمه (البته از نظر خودم و نسبت به جنبه خودم) وعده و وعید دادم.
خدایا:قربون کرمت برم.این یکی رو هم راه بنداز.تو همیشه بهم لطف داشتی.بازم این لطفت رو از من دریغ نکن و یک نیم نگاهی هم به من بنداز.قول شرف دادم که به اون کارهایی که گفتم انجام بدم.
سلام.چقدر دلم برای این مردم لندن سوخت . درست بعد از یکی دو روز از شادی و جشنشون بابت میزبانی المپیک اینجوری حالشون گرفته شد.
live 8
کنسرتی که من خیلی باهاش حال کردم.واقعا کلی حال دادن.مخصوصا مدونا و رابی ویلیامز.ویل اسمیت که خیلی توپ بود
دلم گرفته.احساس میکنم آدم بدی شدم.چطوری بگم.تصور میکنم سفیدی دلم سیاه شده.از خودم راضی نیستم.دوست دارم عوض بشم.دوباره خودم رو از نو بسازم.خدایا فقط تو میتونی کمکم کنی.
نمیدونم چرا همیشه و هر روز به فکرشم.14 یا 15 روزی هست که فوت کرده ولی انگار که هنوز کنارمونه.دوستش داشتم چون آدم بود.مرد بود.بامعرفت بود.وای که میخوام بشینم یک جایی و زار زار گریه کنم.دلم براش تنگ شده.(خدا رحمتش کنه).دوباره میام
سلام.
اینم خوشحالی بعد از اعلام محل برگزاری مسابقات المپیک 2012که لندن کاندیدای این مسابقات شد.
سلام به همه دوستان عزیزم.بالاخره این فیلترینگ تمام شد و من تونستم بنویسم.دلم برای همه تون تنگ شده بود.
توی این چند وقته چند تا خبر مهم داشتیم که الان اگه بنویسم شاید کمی دیگه کهنه شده باشه.امیدوارم بتونم تند تند وبلاگم رو به روز کنم.
وبلاگ جونم ! نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود.