
سلام.
امروز دیر اومدم خونه.یعنی اصلا حوصله اش رو نداشتم که زود بیام.خونه هم که اومدم یکی از دوستان اعصابمون رو سر یک ماجرایی به هم ریخت و وقتی خیالش راحت شد رفت که بگیره بخوابه و منو با این اوضاع نابسامان تنها گذاشت تا باز هم ثابت کنه معنی بعضی چیزا رو.....!؟
امروز یکی از همکارام کار دیگه ای پیدا کرد و از پیش من رفت.دلم براش تنگ میشه.از الان استرس فردا رو دارم که آیا درست میشه یا نه.؟خدا کنه حل بشه.....
فردا (دوشنبه)تولد حضرت علی (ع) و روز پدره....به همین خاطر روز پدر رو به همه پدران عزیز و مهربون و زحمت کش تبریک میگم.همچنین تولد حضرت علی رو به کلیه مسلمونای عالم تبریک میگم.
راستی ما جوونا روزی چیزی مناسبتی نداریم که به ما هم کادویی چیزی بدن؟؟؟؟

سلام.
واقعا دم رضازاده و ساعی گرم که کلی خوشحالمون کردند.
این اتوبان داره یک طرفه میشه.من هنوز دست فرمونم خوبه ولی اتفاق یک بار میافته و به قولی حادثه خبر نمیکنه.پس یادت باشه.

سلام.
وای از این همه دورویی و کلک.دیگه به هیچ کسی نمیشه به همین راحتی اعتماد کرد.
روز پزشک بر همه پزشکان عالم مخصوصا ایرانیهای دکتر مبارک باشه.

سلام.امروز جلسه داشتیم و دیر اومدم خونه.ولی عوضش وقتی اومدم خونه ، سر کوچه از مغازه کتابفروشی دو تا کتاب خریدم.یکی شاهزاده کوچولو و دیگری همین که عکسش رو گذاشتم.
فعلا وقت ندارم.پس تا مطلب بعدی.....
سلام.
امروز نصب اسکلت پله داشتیم و از اونجائی که من خیلی دوست داشتم خودم این کار رو بکنم و به کلی ریزه کاریهاش رو یاد بگیرم خودم لباس کار پوشیدم و رفتم تو دل کارگاه.از بس این شمشیری پله رو با زنجیر با پائین کردم یک جای سالم تو دستم نمونده.اینقدر دستم میسوزه که حد نداره.
-دلم برای جسین پناهی سوخت.
-فردا تولد داداشمه.کادو چی بخرم.
خدا کنه فردا مشاور بیاد و حرفم رو قبول کنه.حق نذر یادم نمیره.
خدا کنه آدمای حرّاف به اشتباه خود پی ببرند.
خدا کنه راه تهران – کرج یک کمی کوتاه تر بشه تا من یک کمی صبح ها بیشتر بخوابم.
نمیدونم بالاخره تکلیف چی میشه و من کی از این بلاتکلیفی راحت میشم.
و بالاخره اینکه دلم برای همه دوستان وبلاگیم تنگ شده و از اینکه که خیلی دیر به دیر بهشون سر میزنم خیلی شرمنده ام و امیدوارم این رو به حساب خستگی بیش از حد کار بگذارند و پوزش منو بپذیرند.
شرح عکس:مذاکره پشت درهای بسته آقای رئیس جمهور و دختر شایسته سال

سلام.
حاضرم برای برآورده شدن هر کدوم از آرزوهام چشم به روی خیلی از چیزا ببندم و دست به کارهای خاصی بزنم.حالم گرفته است.کاشکی این تکلیف سخت هر چه زودتر مشخص میشد.
خیلی دلم میخواست حتما امروز (شنبه) مطلب بنویسم و روز مادر رو به مامان خوبم تبریک بگم.
دلم یک هوای پائیزی دبش میخواد که توش تا میتونم فریاد بزنم و گریه کنم.
ای آسمون عشق ، کجائی.ای سپیده محبت و سرد صبحگاهی کجائی.
روز خبرنگار هم مبارک باشه برای کلیه خبرنگاران و وبلاگیهای عزیز.