20 مهر 1388

یک پول قلمبه

سلام.
جای پدر عزیز و بزرگوارم حسابی خالیه.جای خالیش رو حسابی حس میکنم.قربون بزرگی و عظمت و حکمت خدا برم که خیلی مهربونه.خدایا حتما حکمتی داشتی که کمر بنده ات رو شکوندی.با این کمر شکسته بدجوری میخوامت خدا جونم.هر چی تو بگی همونه و منم هیچی نمیگم.برام از آسمون هدیه فرستادی(خوب من هم ازت خیلی ممنون و شکر گذارت این نعمت بزرگتم).میخوام یک سئوال ازت بپرسم:
آیا پومادی داری که کمرم رو باهاش خوب کنم............اگر نداری عیب نداره باهاش میسازم چون از طرف خودته.....(فقط یادت نره که حواست به بابام باشه)

یک پول قلمبه

سلام.
میگن بعضی ها دعا میکنند و میگند : خدایا یک پول قلمبه برام از آسمون بفرست.حالا میخوام بگم اگر خدا این پول قلمبه رو بفرسته برای شما اونوقت باهاش چیکار میکنید؟
خدایش باید از دو برادر عزیزم و مادرم ممنون باشم که حسابی وقت و زندگیشون رو برای من گذاشتند و از خودگذشتگی نشون دادند تا من یک حرکتی بکنم و صد البته جای پدر عزیزم حسابی خالیه.ای خدا جون ببخشید که اینو میگم ولی هنوز احساس میکنم خیلی زود بود و همه ما بهش احتیاج داشتیم.خدا بیامرزتش(انشاالله).حتما خیری در این ماجرا بوده که خداوند بزرگ بهتر از بنده اش میدونسته.
خدایا ، شکرت