30 اردیبهشت 1388

مرحوم قیصر امین پور

اگر داغ رسم شقایق نبود،اگر دفتر خاطرات طراوت پر از رد پای دقایق نبود،اگر ذهن آئینه خالی نبود
طنین عبوری نسیمانه را بخاطر بسپارد،اگر آسمان میتوانست یکریز شبی چشمهای تو را جای شبنم ببارد،اگر ردپای نگاه تو را باد و باران از این کوچه هاآب و جارو نمی کرد،اگر قلک کودکی لحظه را پس انداز میکرد،اگر خاک کافر نبود و روی حقیقت نمی ریخت،اگر ساعت آسمان دور باطل نمیزد،اگر کوهها کر نبودند اگر آبها تر نبودند،اگر باد می ایستاد.اگر حرفهای دلم بی اگر بود،اگر فرصت چشم من بیشتر بود،اگر میتوانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم
ای دور
از دور
یک بار دگر بچینم ...
شعر از قیصر امین پور


15 اردیبهشت 1388

پشتم خالی شد

انّا لله و انّا الیه راجعون
پدرم ، عزیزترین کسم ، پاره تنم منو تنها گذاشت و به سوی حق شتافت.کمرم شکست.وای که چقدر این مدت برام سخت و طاقت فرسا شده.یتیم شدم ، پشتم خالی شده .خدایا!تو را شکر میکنم به خاطر همه خوبیهات ، تو را شکر میکنم به خاطر همه مهربونیهات ، تو را شکر میکنم به خاطر حکمتت ، تو را شکر میکنم به خاطر نعمتهات ...
امیدوارم که خداوند بهم قدرت بده تا بتونم راه پدرم رو ادامه بدم و بنده خوبی برای خودش باشم.یک احساس بسیار بد و عجیبی دارم که نفس کشیدن رو برام سخت کرده.حتّی فکرش رو هم نمیتونم بکنم که دیگه نتونم پدرم رو ببینم.وای که چقدر سخته.دلم از این زمونه گرفته،دلم از خیلی چیزا گرفته.دیدم نسبت به کلی از مسائل عوض شده،تا حالا به فکر یک چیزایی بودم که الان هر چی فکر میکنم میبینم هی بابا ول معطل بودم.
خدایا،پدرم رو رحمت کن و به بهشت ببر(آمین یا ربّ العالمین)