30 تیر 1387

به ياد هنرمند بزرگوار ، خسرو شكيبايي

سلام.

111.jpg

ar11.jpg

ar111.jpg


28 تیر 1387

«خسرو شكيبايي» درگذشت

qqq.jpg

به گزارش خبرگزاري فارس، «خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.


18 تیر 1387

دعوای فوتبالی از نوع سرمربی سابق و فعلی تیم ملی

سلام.
375717_orig.jpg
از کل کل کردنهای محمد آقای مایلی کهن تا اصرار و پافشاری های علی آقای دایی،از بد و بیراه های حاجی مایلی کن در نشریات و تلویزیون تا فایل صوتی تلفن مازیار خان ناظمی و علی دایی ، از دادگاه و قانون و حکم تا حکایت مربیان تیم ملی ، خدا آخرش رو به خیر بگذرونه.تو عکس اگه ببینید جناب مایلی کهن پیراهن با نام تولیدی دایی رو نپوشیده تا همچنان بر حرف خود ایستادگی کنه.


17 تیر 1387

بی حوصلگی

سلام.
این روزا تو خودم گم شدم.آیا کسی منو میشناسه


8 تیر 1387

آلمان - اسپانیا ( فینال یورو 2008 )

سلام.
22222.jpgبالاخره بازیهای یورو2008 فردا به پایان میرسه و تیم های آلمان و اسپانیا به فینال رسیدند.فردا چهره تیم قهرمان مشخی میشه.من که با تمام وجودم از قهرمانی تیم ملی آلمان بسیار خوشحال میشم.پس امیدوارم که آلمان قهرمان بشه.اینقدر این روزا سرم شلوغ شده که خدا میدونه.از بس کار ها یکی پس از دیگری پشت سر هم میاد رو میزم گر گیجه میگیرم ، به قول معروف هنگ میکنم.همین الان یک صورت وضعیت تعدیل در دست بررسی دارم که امروز شروعش کردم و دو تا صورت وضعیت قطور رو میزمه و دو تا صورت وضعیت قطعی هم در انتظار که یکیش درصدیه و دیگری فهرست بهایی اما برای کارهای برقی . تازه 22 تا صورت حساب ( حق الزحمه ) نظارت عالیه هم باید تهیه کنم و برای کارفرماهامون بفرستم.جمعه هم امتحان میان ترم زبان دارم که هنوز هیچ چیزی نخوندم.خلاصه که حسابی مشغولم و اصلا هیچ نگرانی هم ندارم.(خدایا شکرت).و اما روز پنجشنبه رفتم و از اقوام یکی از دوستانم یک کتابخانه و یک میز کامپیوتر و یک میز توالت و دو تا دونه لوستر خریدم.البته سه تای اولی مجانی بود.به خاطر همین مسئله کل دکوراسیون اتاقم کلا عوض شد.یک تنوع با حالی بود.خودم خوشم اومد.حالا مونده یک دراور و یک یخچال و یک صندلی خیلی راحتی برای جلوی تلویزیون.