31 مرداد 1384

روحیه و ضد حال

سلام.
امروز با خانواده یک صحبت هایی داشتم.یک حرفهایی هم رد و بدل شد.قرار شد تا 31 شهریور صبر کنم.از نظر عقلانی و اقتصادی این کار بهتره ولی دلم میخواست سریعا اقدام کنم و هدفم رو به نتیجه برسونم.به هر حال قرار ما شد 31 شهریور تا خدا چی بخواد؟!>
امروز دلم یک کمی گرفته بود.خیلی دوست داشتم با یه نفر درد دل کنم و غم و غصه هام رو بیرون بریزم و به قول معروف خودم رو خالی کنم ولی این فرصت نسیبم نشد.نمیدونم کی میشه که من شادی هام رو با یکی قسمت کنم!همه اش شده غصه و اندوه.
فکر کنم یک شوک اساسی احتیاج دارم.بالاخره یک روز هم من باید دور بگیرم و خودم رو جمع و جور کنم.دارم حسابی شل میشم.کاشکی یکی کمکم میکرد یا حداقل جرقه اش رو میزد.
ولی میدونید چیه: کار کاره خودمه و از دست هیچ کس کاری بر نمیاد.پس یا حق.بسم الله


26 مرداد 1384

تسکین دل با مشاهیر

سلام.
میدونید بعضی وقتها که حالم گرفته میشه میرم و کتاب هدیه رو می خونم.
سخن ها و حرفهای جالبی داره.به عنوان مثال بتهوون می گه:
انسان!خودت به یاری خود برخیز



اینم آقای توتی و همسرشون Hilary Blasi در روز عروسی


22 مرداد 1384

ورزش همیشه به من یک نیروی حارق العاده میده

سلام.
جای همه حالی .دیشب رفتم عروسی شیما چقدر خوشگل شده بود.کلی بهمون خوش گذشت.کلی بزن برقص و شادی بود.یک دختره مثل آدم آهنی میرقصید و ما هی بهش میخندیدیم.انگار اومده بود دیسکو دنس.لباسش جینگولی بود.دیگه خلاصه دلم براتون بگه که روزه خوبی بود.امیدوارم بازم از این روزای شادی برام تکرار بشه.
این روزا در هلسینکی مسابقات جام جهانی دو میدانی در حال برگزاریست.تقریبا من اکثر مسابقاتش رو میبینم.واقعا ورزش با علم در حال آمیخته شدنه.به نظر من آمریکائی ها و روسها بیشترین کاربری رو از علم صحیح تندرستی در مسابقات روی ورزشکارانشان پیاده کرده اند


اینقدر علاقه مند شدم که شاید از چند روز دیگه برم دویدهن رو دوباره از نو شروع کنم.چقدر بدن هاشون آماده است.ورزش همیشه منو حال میاره.خیلی به ورزش علاقه مندم ولی کو وقتش.
شما به چه ورزشهایی علاقه مندید:
من به دو و میدانی ، شنا ، فوتبال ، بسکتبال ، والیبال و دوچرخه سواری خیلی علاقه مندم.البته مسابقات رالی رو هم خیلی دوست دارم ولی نه تجربه اون رو دارم و نه امکاناتش رو....


17 مرداد 1384

زندگی بی معنی نمیخوام

سلام.
زندگی پوچ و بی معنی نمیخوام.نمیدونم چرا این زندگی اینقدر بی معرفت شده.همه چیز یک طرفه با سرعت تمام اجرا میشه.شاید این دل صاب مرده یک کمی لوس شده.شاید نه!شاید واقعا بزدل و ترسو شده.مثل سگ.(فکر کنم کاملا واضح است که چقدر عصبانی و ناراحت هستم)وای خدا جونم بیا که دلم بدجوری محتاجته.نمیدونم چه کنم چاره کنم.امروز سرگشته و حیرانم از این روزگار.سرگشته تر آنکه از خود به خود بخورم و هیچ نگویم.برای همین هم میگم اوس کریم نوکرتم.عدالتت رو عشق است.
از هر چیزی بگذریم سخن عشق خوشتر است.


13 مرداد 1384

عروسی داریم

سلام.
الان که دارم براتون مینویسم از دوتا چیز ناراحتم.
اول اینکه: ترور این بیچاره منو کمی ناراحت کرده.دلم برای خانواده اش سوخت.
دوم اینکه : چند روز دیگه عروسی دعوتم و چیزی برای پوشیدن ندارم.
شیما خانوم عروسیتون مبارک.چند روز دیگه این شیما خانوم ما با یک آقا دوماد خوشبخت عروسی و بعد از این حرفا...عروسیتون مبارک.فقط من موندم چی جوری این شیما خانوم 25 ساله با آقا دوماد 44 ساله میخوان به تفاهمات لازمه برسند(که گویا رسیدن) و بعد دچار مشکل نشن.
ای سوزه این عاشقی که همه رو بالاخره با خودش به یه جایی میکشونه.حالا به کجا منم نمیدونم.فقط یکی یه دونه گردنبند سبز مثل این خانومه به ما بده که بد جوری محتاجیم.(قرض برای دو روز)


9 مرداد 1384

زندگی...

سلام.
آقا : این زندگی چه اهمیتی داره.انگار همین دیروز بود که با آقا سعید صحبت از کار شد و اون منو به یک شرکت ساختمانی معرفی کرد و منو از بیکاری نجات داد.اصلا باورم نمیشه که در عرض 15 ماه سه شنبه باید برم سر مزارش.شب 40 اون مرحومه.ای خدا :! اون بنده خدا واقعا مرد خوبی بود.نه بخاطر اینکه برای من کار ردیف کرد.اگه بد بود الان پشت سرش بد میگفتند ولی الان همه دلشون براش سوخته و اظهار ندامت و پشیمونی میکنند.این دنیا اصلا ارزش ریا و حقه بازی نداره.آدم به یک مویی وصله . چه بهتر که برای آخرتش توشه جمع کنه.خدایش بیامرزد.



همزیستی مسالمت آمیز به این میگن.حالا اون خانومه با بچش رو بیخیال!این جوجه گربه رو بگو چقدر پرو اومده اینجوری لم داده و رفته تو رویا


7 مرداد 1384

روز زن مبارک

سلام.
روز زن رو به همه زنان ایرانی تبریک میگم.
به مامان خوبم هم که خیلی دوسش دارم تبریک میگم.
بالاخره بعد از چند تا آزمایش از این بدن خسته و عکس از جمجمه فهمیدم که مخم هنوز تاب بر نداشته،همچنین دریافتم که احتمالا اون پنجره هه تاب برداشته.
اینم خانوم جنیفر لوپز و شوهرش مارک آنتونی


1 مرداد 1384

استخر و شنا و شیرجه!

سلام.
وای که چقدر دلم برای آب تنی تنگ شده.فکر کنم آخرین باری که استخر رفتم مربوط بود به 2 سال قبل و استخر بانک ملت....تو پاسداران.کلی حال داد.اول بدنسازی و بعدش آب تنی.
-چقدر ناراحت کننده است که آدم مرگ مردم بیگناه رو ببینه.این لندن هم داره یک جورائی بیش از حد نا امن میشه.خدا بهشون و بعدش به ما رحم کنه.
آقا سر درد و سر گیجه ای گرفتیم که حس و حال رو از ما گرفته.نمیدونم باهاش چه کنم.
چقدر دوست دارم یک اتفاق خوب برام بیافته.الته همه اینو دوست دارند ولی برای من حکم یک زندگی دوباره است.
چقدر من این گروه 'Destiny's Child' رو دوست دارم.