28 اسفند 1383

همه جا بوی بهار میده

سلام.
این چند روز اخیر همه جا حسابی بوی بهار رو میده.به هر جا که نگاه میکنی گل و بلبلی میبینی و مهر صفا و صمیمیت و کلا چیزای قشنگ.امیدوارم همیشه دلهای همه تون سبز و شاد باشه.

دار مکافات

بالاخره محمد بی جی در یک صبح سیاه و تیره به سزای اعمالش رسید

دلم نیومد بقیه عکسهاش رو لینک بدم.ولش کن بابا عید و بچسب که میخوام حسابی بخوابم


26 اسفند 1383

چهار شنبه سوری !

سلام
شب گذشته کلی آتیش و نارنجک منفجر شد تا یاد ایام جنگ رو زنده نگه داریم....ولی خداییش عین جنگ بودا فقط تلفات جانی نداشت.
امسال نسبت به سال گذشته یک کمی خلوت تر بود ولب بزن و برقصش زیاد تر.
این یک ماهه چون زمان تحویل موقت ساختمونمون به کارفر ماست برای همین کمتر اومدم و مطلب نوشتم....لازم به ذکر است که من حالا حالاها قصد ندارم وبلاگم رو تعطیل کنم حتی اگر ماهی یک بار در آن مطلب بگذارم.دو سه روز دیگه سال جدید شروع میشه.
فکر کنم یک کمی قیافه وبلاگم رو عوض کنم.فعلا دارم روش فکر میکنم.


3 اسفند 1383

روز عاشورا

سلام.
امروز روز عاشورا بود.همه ملت بیرون مشغول عزاداری؟! بودند.رفتم میدون سر کوچه ، همه دسته ها داشتند از 4 طرف میدون وارد میشدند تا نماز ظهر عاشورا رو با هم تو میدون بخونند.این همه جمعیت تو محلمون برام یک کمی غیر عادی بود.چقدر شیر و شیر کاکائو،چقدر آب میوه،آش و نذری های جور واجور.عجب عظمتی داره این روز.واقعا دل آدم رو تکون میده.همه مردم از کوچیک و بزرگ ، گناهکار و صالح تو این روز مثل هم هستند. چند تا عکس گرفتم ولی وقتی اومدم خونه دیدم همه شون تار شده.خیلی دوست داشتم عکس این جمعیت رو ببینید.چند تا آرزو دارم.یکیش اینه که من انسانیتم رو حفظ کنم.دومیش اینه که مثل آدما زندگی کنم و بنده خوبی باشم.سوم اینکه:اخلاقم رو عوض کنم و خوش اخلاق باشم تا خدای ناکرده کسی از دستم ناراحت نشه.چهارما:بتونم پول جمع کنم و ولخرجی نکنم.fiveام اینکه:آرزو دارم هر چه زودتر یک ماشین بخرم و هر جوری دوست دارم تزئینش کنم و باهاش برونم به هر جا که میخوام.sixام اینکه:آرزو دارم همه مخصوصا خانواده خودم و خودم هر جا که هستند سالم و سلامت باشند.هفتم اینکه :بتونم رو پای خودم بایستم و متکی به کسی یا چیزی نباشم.هشتما اینکه : آرزو دارم هر چه زودتر تکلیفم به نحو خوب و دوست داشتنی روشن بشه و برم پی زندگی و هدفم......او وه هر چقدر بگم بازم کمه.بقیه اش رو تو دلم میگم.اصلا دوست ندارم فردا برم سر کار.اصن حسش نیست.