سلام.
میگن یه خبراییه؟شما شنیدید یا هنوز بی خبرید.
نمیدونم چرا هر موقع یه مهمونی یا عروسی ای پیش میاد این خانوما لباس ندارن و باید لباس بخرن.(این قرقره بد جوری تو مخ میره).
سلام.
چقدر دیروز دوست داشتم یکی از شاهکارای بیژن مرتضوی رو گوش بدم.دلم لک زده بود برای بیز بیز تو مخ بروی بیژن.!
خیلی وقت بود که نرفته بودم پارک ساعی.اونم با دوست دخترمون که بالاخره منو با زور برد اونجا تا یک کمی هوا عوض کنم و یک نیرویی بگیرم که گرفتم.دستش درد نکنه.ولی خودمونیما چقدر خوش آب و هوا بود....
---------------------------------------------------
شنیدید چه خبره؟
سلام.
امروز (جمعه)ساعت 9:30 شب اومدم خونه و توپ استراحت کردم و الآن دارم مینویسم.دلم برای آرتین تنگ شده....من میدونم که چقدر داره سختی میکشه....از همین جا بهش سلام میرسونم و آرزوی موفقیت میکنم براش.

سلام.این چند روز حسابی داغون و پاغون شدم.این همه کار پیدا کردم و کلاس گذاشتم و نرفتم ولی حالا که رفتم بد جوری رفتم.من بچه تهرون باشم و هر روز صبح برم کرج برای کار....اونم از ساعت 7 صبح تا 7 شب.یعنی باید 6 راه بیافتم و از اونور 9 شب برسم.حال یکی به دادم برسه واویلا یه دل(عشق) دارم هزار هزار تا سودا.دلبر من از اون.......